http://www.rajmanagement.com/images/img_iso_ohsas_logo.jpg

در سال 1998 كميته‌اي متشكل از موسسه استاندارد بريتانيا، شركت‌هاي اصلي گواهي‌دهنده انگلستان و ساير سازمان‌هاي بين‌المللي استاندارد تشكيل شد كه هدف آن تهيه و تدوين استاندارد واحد بود و سرانجام سري ارزيابي بهداشت حرفه‌اي Occupational L Health and Safety Assessment Seriesيا (18000 )OHSAS  حاصل يكي شدن الگوهاي قبلي و استانداردي قابل مميزي و اخذ گواهينامه‌ تدوين شده، از طرفي استاندارد به عنوان پايه‌اي مناسب جهت تدوين يك استاندارد بين‌المللي در اين زمينه مورد توجه قرار گرفت. 18000 OHSAS در واقع به منظور پاسخگويي به نياز فوري سازمان‌ها به يك استاندارد سيستم مديريتي ايمني و بهداشت حرفه‌اي كه به وسيله آن بتوانند سيستم مديريت خود را مورد ارزيابي و تاكيد قرار دهند تدوين شده و به دو بخش تقسيم شده است.

 

1-1800 OHSAS كه شامل مشخصاتي است كه براساس آن گواهي كسب مي‌شود،در بحث انسان سالم، محور توسعه پايدار پرداختن به موضوع بيماري‌هاي ناشي‌از كار بسيار حايز اهميت است. تعريف قانوني بيماري‌هاي شغلي مساله نسبتاً غامضي است و حتي گاهي در تشخيص آن با حوادث شغلي اين پيچيدگي ديده  مي‌شود و حدفاصل روشني بين اين دو وجود ندارد. اما به عبارتي به بيماري‌هايي اطلاق مي‌شود كه ماهيت كار سبب ايجاد يا تشديد آن در اثر تماس مداوم با عوامل زيان‌آور نهفته در موارد و تجهيزات و محيط شده است. دسته‌اي از بيماري‌هاي ناشي از كار، قانوناً پذيرفته شده‌اند )international list of occupational diseases( و جداول ويژه‌اي با ذكر نام بيماري و ساير اطلاعات لازم براي آنها تنظيم شده است. دسته دوم بيماري‌هاي شغلي گروهي هستند كه براي اثبات ناشي از كار بودن آنها، راي شوراي پزشكي لازم است. مدت مسووليت بيماري شغلي عبارتست از مدتي كه طي آن حتي اگر تماس كارگر با عامل بيماري‌زا قطع شده باشد باز هم كماكان بيماري را نشان مي‌دهد. بيماري وي باز هم ناشي از كار محسوب مي‌شود و در حقيقت منظور از واژه  مسووليت، مسووليت كارفرما در قبال كارگر است. اغلب بيماري‌هاي شغلي، علائم بيماري‌زا را به راحتي و به موقع نشان نمي‌دهند و كارگر به ظاهر سالم ممكن است تا مدت‌ها از بيماري‌ خود غافل باشد. بنابراين بيماريابي كه امري مهم در دنياي كار و بهداشت كارگري مي‌باشد عبارت است از معاينات دوره‌اي كارگران سالم يا به ظاهر سالم كه اصولاً اين معاينات مي‌بايست بسته به نوع كار و خطرات موجود بيماري‌زا در دوره‌هاي زماني مناسب و متوالي انجام پذيرند.

دلايل تاكيد بر شناسايي بيماري‌هاي ناشي از كار عبارتند از:

الف) اطلاع يافتن از بيماري‌ زائي محيط و شغل و اقدام به  سالم‌سازي آن  به منظور پيشگيري از بيمار شدن ساير كارگران.

ب) استفاده كارگران از مزاياي بيمه‌اي اين نوع بيماري.

عوامل بيماري‌زاي محيط كار به گروه‌هاي ذيل دسته‌بندي مي‌شوند:

 هرگاه يك يا چند مورد از عوامل زيان‌آور فوق از حدود تحمل فيزيولوژي بدن انسان تجاوز نمايند عوارض و آسيب‌هايي را ايجاد خواهد نمود. از طرفي نداشتن علائم ظاهري زودهنگام بيماري‌ناشي از كار و غيرقابل درمان بود اكثر آنها پس از بروز كامل بيماري، دو ويژگي است كه بر اهميت تلاش جهت شناسايي، اندازه‌گيري، ارزشيابي و كنترل عوامل زيان‌آور و بيماري‌زاي محيط كار به منظور پيشگيري از بروز هرگونه بيماري شغلي مي‌افزايد كه اين كوشش و فعاليت به عهده متخصصين طب كار و بهداشت شغلي است. با توجه به گستردگي اين عمليات و پيچيدگي فعاليت‌ها استقرار سيستم مديريتي ايمني و بهداشت شغلي 18000 OHSAS  مي‌تواند يك الگوي سيستماتيك مناسب در جهت پيشبرد اهداف فوق باشد 2-1800 OHSAS كه راهنمايي جهت پياده شدن يك سيستم مديريتي ايمني و بهداشت حرفه‌اي مي‌باشد. 1- عوامل فيزيكي زيان‌آورمحيط كار (شامل صدا، ارتعاش، گرما، سرما، روشنايي، فشار، پرتوها و...) 2- عوامل شيميايي زيان‌آور محيط كار (شامل مواد شيميايي سمي، خطرناك، زيان‌آور محيط كار) 3- عوامل بيولوژيكي زيان‌آور محيط كار (انواع ويروس‌ها، باكتري‌ها، قارچ‌ها، انگل‌ها و...) 4- عوامل زيان‌آور ارگونوميكي محيط كار شامل وضعيت‌هاي نامطلوب بدن و اعضاي  بدن در هنگام كار و اعمال فشار بيش از حد  به اندام‌ها و اعضا كه سبب عدم تناسب جسماني رواني انسان با كار مي‌شود. .